تبلیغات
بهار نو

بهار نو
 
عشق یعنی ظاهر باطن نما / باطنی آکنده از نور خدا


ساخت فلش مدیا پلیر
ابزار وب Online User
حاسبوا قبل ان تحاسبوا
شارا، محمد امامی- رسیدگی به حساب روابط‌عمومی، قبل از این که دیگران به حساب روابط‌عمومی رسیدگی کنند، یکی از روش‌های مناسب برای پیشرفت، اقتدار و اعتلای روابط‌عمومی است.
 
 برای این که ارزیابی روشن و دقیق و معتبری از عملکرد روابط‌عمومی داشته باشیم، باید شاخص‌ها یا سنجه‌هایی مناسب داشته باشیم تا بتوانیم به کمک آن‌ها هم به لحاظ کیفی و هم به لحاظ کمی، عملکردها را اندازه گیری کنیم.
 
 ارزیابی از این که روابط عمومی در کشور عزیز ما ایران، چه پیشرفت یا عقبگردی داشته است، نیازمند شاخص‌ها و سنجه‌های حرفه‌ای جامع و مانعی است که بتواند زمینه‌های مناسبی را برای قضاوت و داوری صحیح و درست ما نسبت به جهت‌گیری‌های عملکردی روابط‌عمومی و احیانا میزان توفیق یا ناموفقیت این نهاد فراهم آورد.
 
 از سوی دیگر اگر بخواهیم از این نگاه به عملکرد روابط‌عمومی نظری بیافکنیم، باید ابتدا تکلیف خودمان را با تعریف روابط‌عمومی روشن کنیم، چرا که متناسب با هر تعریفی از روابط‌عمومی، می‌تواند سنجه‌های خاصی درنظر گرفته شود.
 
 برای مثال اگر روابط‌عمومی را در یک تعریف مجمل و کوتاه و پرمغز، «علم و هنر مردم‌مداری و مردم داری» بدانیم، باید بررسی کنیم طی سال گذشته روابط‌عمومی تا چه اندازه توانسته خود و عملکرد خود را به این تعریف نزدیک کند.
 
 به نظر می‌رسد میزان رضایت مردم از یکایک دستگاه‌های اجرایی، تقنینی، قضایی و ... و همچنین شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی موجود می‌تواند معرف میزان توفیق روابط‌عمومی هر یک از بخش‌های اجتماع و در کل میزان توفیق نهاد روابط‌عمومی در کشور باشد.
 
 نگارنده بر آن نیست تا قضاوت یا داوری نسبت به میزان و سمت و سوی رضایتمندی عمومی مردم از وضعیت کلی جامعه و یا هر یک از بخش‌ها یا دستگاه‌ها داشته باشد، و شاخص مهم و اساسی «میزان مردم‌مداری و مردم‌داری» و «رضایت مردم» را برای قضاوت و داوری در خصوص این موضوع، لازم اما ناکافی می‌داند، اما نگاهی گذرا به این دو مقوله‌ی مهم می‌تواند ما را به شناخت و آگاهی از میزان توفیق روابط‌عمومی نزدیک سازد.
 
 به عبارتی دیگر اگر میزان رضایت‌مندی مردم از وضع موجود در سطح قابل قبولی باشد می‌تواند بیانگر توفیق روابط‌عمومی‌ها در ایفای مسئولیت‌های حرفه‌ای خویش باشد و اگر شاهد نارضایتی عمومی از وضع موجود هستیم می‌توان آن را ناشی از عملکرد ناموفق روابط‌عمومی‌ها و یا محقق نشدن رسالت و اهداف روابط‌عمومی‌ها دانست. البته این‌که چه عواملی منجر به ناکامی روابط‌عمومی‌ها شده‌اند بحث دیگری است که در این مجال نمی‌گنجد.
 
 با این توضیح و مقدمه‌ی طولانی، به این نکته ضروری اشاره می‌شود که: شایسته است به منظور پیشرفت برنامه‌ریزی شده‌ی نهاد روابط‌عمومی کشور، افزون بر سیاستگذاران متخصص و اهل فن دستگاه‌های اجرایی، تقنینی و قضایی و ... سازمان‌های غیر دولتی فعال در این موضوع تخصصی، در کنار فعالیت‌های اختصاصی خویش، با هم‌افزایی، یک حرکت جمعی و راهبردی را شکل دهند تا پس از پژوهش و شناسایی و تدوین شاخص‌های کمی و کیفی عملکردی روابط‌عمومی‌ها در سطوح مختلف، و همچنین نقاط قوت و ضعف و فرصت‌ها و تهدیدهای موجود، «نظام ارزیابی روابط‌عمومی‌ها» را در کشور بنیان نهند.
 
 بی‌تردید جریان یافتن و نهادینه شدن ارزیابی سالانه در فعالیت های روابط‌عمومی‌ها می‌تواند نهاد روابط‌عمومی را به سوی برنامه‌ریزی منظم فعالیت‌ها سوق داده و حرکت روابط‌عمومی در کشور را هدفمند و جهت‌ دار سازد و معیارهای حرفه‌ای و تخصصی هنرهشتم را در جامعه ارتقا بخشیده و متعالی گرداند.
 
 اجرایی شدن این ایده منوط به محقق شدن «نظام جامع روابط‌عمومی» است که در گفتار آتی بدان پرداخته خواهد شد.
 
 ۹ فروردین ۱۳۹۲





طبقه بندی: ارتباطات اجتماعی، 
برچسب ها: روابط عمومی، ارزیابی سالانه، نظام ارزیابی،  

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 11 فروردین 1392 توسط محمد امامی
برخیز که می‌رود زمستان
بگشای در سرای بستان

 نارنج و بنفشه بر طبق نه
منقل بگذار در شبستان

 وین پرده بگوی تا به یک بار
زحمت ببرد ز پیش ایوان

برخیز که باد صبح نوروز
در باغچه می‌کند گل افشان

خاموشی بلبلان مشتاق
در موسم گل ندارد امکان

آواز دهل نهان نماند
در زیر گلیم و عشق پنهان

بوی گل بامداد نوروز
و آواز خوش هزاردستان

 بس جامه فروختست و دستار
بس خانه که سوختست و دکان

 ما را سر دوست بر کنارست
آنک سر دشمنان و سندان
 
چشمی که به دوست برکند دوست
بر هم ننهد ز تیرباران

 سعدی چو به میوه می‌رسد دست
سهلست جفای بوستانبان

(سعدی علیه‌الرحمه)




طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: نوروز، بهاریه، سعدی،  

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 اسفند 1391 توسط محمد امامی
باران!
ببار که دل تفتیده‌ی این سرزمین
سخت به تو محتاج است
به لطافتت
به طراوت بخشی‌ات
به پاکی‌ات
باران ! ببار و از وجود حیات بخشت تن خشکیده و تشنه‌ی خاک کویر ما را
سیراب کن
که سراب مدعیان
بر تشنگی‌امان افزوده
جان‌هایمان را آزرده
و کاممان را تلخ کرده است
باران!
بیا و ببار
و کاممان را سیراب و شیرین کن!




طبقه بندی: شعر و ادب و طنز، 

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اسفند 1391 توسط محمد امامی

دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من

گر از قفس گریزم، کجا روم، کجا من؟

کجا روم؟ که راهی به گلشنی ندارم

که دیده بر گشودم به کنج تنگنا من

نه بسته ام به کس دل، نه بسته دل به من کس

چو تخته پاره بر موج، رها... رها... رها... من

ز من هرآن که او دور، چو دل به سینه نزدیک

به من هر آن که نزدیک، از او جدا جدا من

نه چشم دل به سویی، نه باده در سبویی

که تر کنم گلویی، به یاد آشنا من

ز بودنم چه افزون؟ نبودنم چه کاهد؟

که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟

ستاره ها نهفتم، در آسمان ابری

دلم گرفته ای دوست ، هوای گریه با من

سیمین بهبهانی

برای دانلود فایل صوتی

image

بر روی عکس فوق کلیک کنید.

مشخصات فایل صوتی:

فرمت فایل  : MP3 - حجم فایل :حدودا MB 4  - مدت زمان : حدودا 4 دقیقه






طبقه بندی: فرهنگی،  شعر و ادب و طنز، 

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 26 بهمن 1391 توسط محمد امامی
(بدون شرح و اضافات و توضیح و تفسیر)
تاریخ 12/11/57


بیانات امام خمینى در بهشت زهرا 
بسم الله الرحمن الرحیم
تسلیت و تشكر از ملت مصیبت دیده
مـا در ایـن مـدت مـصـیـبـت هـا دیـده ایـم ، مـصـیـبـت هـاى بـسـیـار بـزرگ و بـعـضـى پیروزها حـاصـل شـد كـه البـته آن هم بزرگ بوده ، مصیبت هاى زن هاى جوان مرده ، مردهاى اولاد از دست داده ، طفل هاى پدر از دست داده .
من وقتى چشمم به بعضى از اینها كه اولاد خودشان را از دست داده اند مى افتد، سنگینى در دوشـم پـیـدا مى شود كه نمى توانم تاب بیاورم . من نمى توانم از عهده این خسارات كه بر ملت ما وارد شده است برآیم ، من نمى توانم تشكر از این ملت بكنم كه همه چیز خودش را در راه خدا داد، خداى تبارك و تعالى باید به آنها اجر عنایت فرماید.
مـن بـه مـادرهاى فرزند از دست داده تسلیت عرض مى كنم و در غم آنها شریك هستم . من به پـدرهـاى جوان داده ، من به آنها تسلیت عرض مى كنم . من به جوان هائى كه پدرانشان را در این مدت از دست داده اند تسلیت عرض مى كنم .
اصل رژیم سلطنتى ، خلاف قانون ، قواعد عقلى و حقوق بشر
خوب ، ما حساب بكنیم كه این مصیبت ها براى چه به این ملت وارد شد، مگر این ملت چه مى گـفـت و چـه مـى گـویـد كـه از آنـوقـتـى كـه صـداى مـلت در آمـده اسـت تـا حـالا قتل و ظلم و غارت و همه اینها ادامه دارد؟ ملت ما چه مى گفتند كه مستحق این عقوبات شدند؟ مـلت مـا یـك مـطـلبـش ایـن بـود كـه ایـن سـلطـنـت پـهـلوى از اول كـه پـایـه گـذارى شـد برخلاف قوانین بود. آنهائى كه در سن من هستند، مى دانند و دیـده انـد كـه مـجـلس مـوسـسـان كـه تاسیس شد، با سرنیزه تاسیس شد، ملت هیچ دخالت نـداشـت در مـجـلس مـوسسان ، مجلس موسسان را با زور سرنیزه تاسیس كردند و با زور، وكـلاى آن را وادار كـردنـد بـه ایـنـكـه بـه رضاشاه راى سلطنت بدهند. پس این سلطنت از اول یـك امـر بـاطـلى بـود، بـلكـه اصـل رژیـم سـلطـنـتـى از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلى است و خلاف حقوق بشر است . براى اینكه ما فرض مى كنیم كه یك ملتى تمامشان راى داند. كه یك نفرى سلطان باشد، بسیار خوب ، اینها از بـاب ایـنـكه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، راى آنها براى آنها قابل عمل
اسـت لكـن اگـر چنانچه یك ملتى راى دادند (ولو تمامشان ) به اینكه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد، این به چه حقى ملت پنجاه سال از این ، سرنوشت ملت بعد را معین مى كند؟ سـرنـوشـت هـر مـلتـى بـه دست خودش است . ما در زمان سابق ، فرض بفرمائید كه زمان اول قـاجـاریـه نـبودیم ، اگر فرض كنیم كه سلطنت قاجاریه به واسطه یك رفراندمى تـحـقـق پـیـدا كـرد و هـمـه مـلت هـم مـا فـرض كنیم كه راى مثبت دادند، اما راى مثبت دادند بر آقـامـحـمـدخان قجر و آن سلاطینى كه بعدها مى آیند. در زمانى كه ما بودیم و زمان سلطنت احمدشاه بود، هیچ یك از ما زمان آقامحمدخان را ادراك نكرده ، آن اجداد ما كه راى دادند براى سـلطنت قاجاریه ، به چه حقى راى دادند كه زمان ما احمد شاه سلطان باشد؟ سرنوشت هر مـلت دسـت خـودش اسـت . مـلت در صـد سـال پـیـش از ایـن ، صـدوپـنـجـاه سـال پـیـش از ایـن ، یـك مـلتى بوده ، یك سرنوشتى داشته است و اختیارى داشته ولى او اخـتـیـار مـاهـا را نـداشته است كه یك سلطانى را بر ما مسلط كند. ما فرض مى كنیم كه این سـلطـنت پهلوى ، اول كه تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختیار مـردم تـاسـیـس كـردنـد و ایـن اسـبـاب ایـن مـى شـود كـه بـر فـرض ایـنـكـه ایـن امـر بـاطـل صـحـیح باشد، فقط رضاخان سلطان باشد آن هم بر آن اشخاصى كه در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر این جمعیتى كه الان بیشتر شان ، بلكه الا بعض قـلیـلى از آنها ادارك آنوقت را نكرده اند، چه حقى داشتند ملت در آن زمان سرنوشت ما را در ایـن زمـان مـعـین كنند؟ بنابر این سلطنت محمدرضا اولا كه چون سلطنت پدرش خلاف قانون بـود و بـا زور و بـا سـرنـیـزه تـاسـیس شده بود مجلس ، غیر قانونى است ، پس سلطنت مـحـمدرضا هم غیر قانونى است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بكنیم كه قانونى بوده ، چه حقى آنها داشتند كه براى ما سرنوشت معین كنند؟ هر كسى سرنوشتش با خودش اسـت ، مـگـر پـدرهـاى مـا ولى مـا هـسـتـنـد؟ مـگـر آن اشـخـاصـى كـه درصـد سـال پـیـش از ایـن ، هـشتاد سال پیش ‍ از این بودند، مى توانند سرنوشت یك ملتى را كه بـعـدهـا وجـود پـیـداكـنـنـد، آنـهـا تـعـیـیـن بـكـنـنـد؟ ایـن هـم یـك دلیل كه سلطنت محمدرضا سلطنت قانونى نیست . علاوه بر این ، این سلطنتى كه در آنوقت درست كرده بودند و مجلس موسسان هم ما فرض كنیم كه صحیح بوده است ، این ملتى كه سـرنـوشـت خـودش بـا خـودش بـایـد بـاشد، در این زمان مى گوید كه ما نمى خواهیم این سـلطان را. وقتى كه اینها راى دادند به اینكه ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژیـم سـلطنتى را نمى خواهیم ، سرنوشت اینها با خودشان است . این هم یك راه است از براى اینكه سلطنت او باطل است .
غیر قانونى بودن شاه ، مجلس و دولت منبعث از آن
حـالا مـى آئیـم سـراغ دولت هـائى كـه ناشى شده از سلطنت محمدرضا و مجلس هائى كه ما داریـم . در تـمـام طـول مـشـروطـیت الا بعضى از زمان ها آن هم نسبت به بعض از وكلا، مردم دخـالت نـداشـتـند در تعیین وكلا. شما الان اطلاع دارید كه در این مجلسى كه حالا هست ، چه مجلس شورا و چه مجلس سنا و شما ملت ایران هستید، شما ملتى هستید كه در تهران سكنى داریـد، من از شما مردم تهران سؤ ال مى كنم كه آیا این وكلائى كه در مجلس هستند، چه در مجلس سنا و چه
در مجلس شورا شما اطلاع داشتید كه اینها را خودتان تعیین كنید؟ اكثر این مردم مى شناسند ایـن افـرادى را كـه بـه عـنـوان مـجـلس و بـه عـنـوان وكـیـل مـجـلس سنا یا مجلس شورا در مجلس هستند؟ یا این هم با زور تعیین شده بدون اطلاع مـردم ؟ مـجـلسـى كـه بـدون اطـلاع مـردم است و بدون رضایت مردم است ، این مجلس ، مجلس غـیـرقـانـونـى اسـت . بـنـابـر ایـن ایـنـهـائى كـه در مـجـلس نـشـسـتـه انـد و مـال مـلت را گـرفته اند به عنوان اینكه حقوق هر فرض كنید كه وكیلى اینقدر است ، این حـقـوق را حق نداشتند بگیرند و ضامن هستند. آنهائى هم كه در مجلس سنا هستند، آن ها هم حق نـداشـتـنـد و ضامن هستند. و اما دولتى كه ناشى مى شود از یك شاهى كه خودش و پدرش غـیـر قـانـونـى اسـت ، خـودش عـلاوه بر او غیرقانونى است ، وكلائى كه تعیین كرده است غـیـرقـانـونـى است ، دولتى كه از همچو مجلسى و همچو سلطانى انشاء بشود، این دولت غـیـرقـانـونـى اسـت . این ملت حرفى را كه داشتند در زمان محمدرضاخان مى گفتند كه این سـلطنت را ما نمى خواهیم و سرنوشت ما با خود ماست . در حالا هم مى گویند كه ما این وكلا را غیرقانونى مى دانیم ، این مجلس سنا را غیرقانونى مى دانیم ، این دولت را غیرقانونى مـى دانـیـم . آیا كسى كه خودش از ناحیه مجلس ،از ناحیه مجلس سنا، از ناحیه شاه منصوب است و همه آنها غیر قانونى هستند، مى شود كه قانونى باشد؟ ما مى گوئیم كه شما غیر قـانونى هستید باید بروید. ما اعلام مى كنیم كه الان دولتى كه به اسم دولت قانونى خـودش را مـعـرفـى مـى كـنـد، حـتـى خـودش قـبـول نـدارد كـه قانونى است ، خودش تا چند سـال پـیـش از ایـن ، تـا آنـوقـتـى كـه دسـتـش نـیـامـده بـود ایـن وزارت ، قـبـول داشـت كـه غـیرقانونى است ، حالا چه شده است كه مى گوید من قانونى هستم ؟ این مجلس غیرقانونى است ، از خود وكلا بپرسید كه آیا شما را ملت تعیین كرده است ؟ هر كدام ادعـا كـردنـد كـه ملت تعیین كرده است ، ما دستشان را مى دهیم دست یك نفر آدم ببرد او را در حـوزه انـتـخـابـیـه اش ، در حـوزه انـتـخـابـیـه اش از مـردم سـؤ ال مـى كـنـیـم كه این آقا آیا وكیل شما هست ، شما او را تعیین كردید؟ حتما بدانید كه جواب آنـهـا نـفى است . بنابر این آیا یك ملتى كه فریاد مى كند كه ما این دولت مان ، این شاه مـان ، این مجلس مان برخلاف قوانین است و حق شرعى و حق قانونى و حق بشرى ما این است كـه سرنوشت مان دست خودمان باشد، آیا حق این ملت این است كه یك قبرستان شهید براى ما درست بكنند، در تهران ، یك قبرستان هم در جاهاى دیگر؟
اصلاحات شاه ، افساد مملكت
من باید عرض كنم كه محمد رضاى پهلوى ، این خائن خبیث براى ما رفت ، فرار كرد و همه چـیـز مـا را بـه بـاد داد. مـملكت ما را خراب كرد، قبرستان هاى ما را آباد كرد. مملكت ما را از نـاحـیـه اقـتـصـاد خـراب كـرد. تـمـام اقتصاد ما الان خراب است و از هم ریخته است كه اگر چـنـانـچـه بـخـواهـیـم مـا ایـن اقـتـصـاد را بـه حـال اول بـرگـردانـیـم ، سال هاى طولانى با همت همه مردم ، نه یك دولت این كار را مى تواند بكند و نه یك قشر از اقـشـار مـردم ایـن كـار را مـى تـوانـنـد بـكنند، تا تمام مردم دست به دست هم ندهند نمى تـوانـند این به هم ریختگى اقتصاد را از بین ببرند. شما ملاحظه كنید، به اسم اینكه ما مى خواهیم زراعت را، دهقان ها را دهقان كنیم ، تا حالا رعیت بودند و ما مى خواهیم حالا دهقانشان
كـنیم ،اصلاحات ارضى درست كردند، اصلاحات ارضى شان بعد از این مدت طولانى به ایـنـجـا مـنتهى شد كه بكلى دهقانى از بین رفت ، بكلى زراعت ما از بین رفت و الان شما در هـمـه چـیـز مـحتاجید به خارج یعنى محمدرضا این كار را كرد تا بازار درست كند از براى امریكا و ما محتاج به او باشیم در اینكه گندم از او بیاوریم ، برنج از او بیاوریم ، همه چیز را، تخم مرغ از او بیاوریم یا از اسرائیل كه دست نشانده امریكاست بیاوریم .
--------------------------------------
منبع: صحیفه‌ی نور جلد چهارم صفحه ۲۸۱
منبع: صحیفه‌ی امام جلد ششم
منبع:
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران




طبقه بندی: تاریخی، 
برچسب ها: امام خمینی (ره)، دهه‌ی فجر، سالروز ورود امام خمینی (ره)، انقلاب اسلامی،  

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 بهمن 1391 توسط محمد امامی

شارا - محمد امامی: جامعه‌ روابط عمومی نمی‌تواند اعتبار خود را حفظ کند در حالی که فعالان روابط عمومی، هرکدام به دنبال اهداف بخشی و گروهی و منافع خود هستند.


حضور و وجود ‌‍«روابط عمومی» در حیات اجتماعی ما بیانگر نیاز جامعه به نهادی برای تنظیم تعامل سازمانها با مردم و ارائه‌ی خدمات خاصی به آنان است.

اعتبار و بقای «روابط عمومی» به نوع تصمیم‌ها و چگونگی اقدامات برای تامین نیازهای مردم و سازمانها بستگی دارد و چنانچه این خدمات و فعالیتها، هم به لحاظ کمٌی و هم کیفی از سوی جامعه مورد پذیرش واقع نشود، ناخشنودی عمومی ، مجالی برای حفظ اعتبار و بقای «روابط عمومی» نخواهد گذاشت.

اما یکی از اساسی ترین پیش‌نیازها برای توفیق جامعه‌ی روابط عمومی در اجتماع ما، یکپارچگی از درون است. برای تحقق این مهم لازم است بزرگان، استادان و مسئولان نهادهای مختلف روابط‌عمومی در کشور، از جزءنگری و شیفتگی صرف نسبت به اهداف و روش‌های سازمان، انجمن، گروه یا نهاد خود دست بردارند و اهداف ملی روابط عمومی را به عنوان راهنمای خود در تلاش‌هایشان فراراه قرار دهند.

بدون تردید جامعه‌ی روابط عمومی کشور نمی‌تواند سربلندی و اعتبار خود را حفظ کند در حالی که مسئولان و بزرگان انجمن‌ها و نهادهای روابط عمومی، هرکدام به دنبال اهداف بخشی و گروهی و منافع خود بوده و منافع و اهداف ملی روابط عمومی را مد نظر نداشته باشند.

از این رو باید بین سازمان‌ها ، انجمن‌ها و نهادهای روابط عمومی و اهدافشان با اهداف ملی روابط‌عمومی پیوند زده شود و آن اهداف، سرلوحه‌ی فعالیت هر نهاد قرار گیرد.

گروه‌های مختلف روابط‌عمومی، چنانچه به منافع و اهداف عمومی و کلان و ملی روابط‌عمومی حرمت ننهند، ناتوانی در ایفای مسئولیت‌های عظیم، بیشتر شدن شکاف سازمان‌ها با مخاطبان، پراکنده شدن توانایی‌هایی که می‌تواند با هم‌افزایی، گره‌های پیچیده‌ای را باز کند و مهم‌تر از همه، نارضایتی عمومی، سازمان‌های جامعه را در بر خواهد گرفت و اگر با اندکی دوراندیشی به قضیه توجه نکنند، این مشکلات سرانجام گریبان خودشان را نیز خواهد گرفت.

لذا چون سازمان‌ها و نهادها و انجمن‌های روابط‌عمومی می‌توانند تاثیر عمده‌ای بر حرکت روابط‌عمومی کشور داشته باشند، لاجرم چگونگی فعالیت آنها باید به گونه‌ای باشد که در اثر آن زیانی به اهداف ملی روابط‌عمومی و اعتبار جایگاه روابط‌عمومی وارد نشود و در صورت زیان، نهاد و یا انجمن مربوطه ملزم به جبران آن باشد.

تا زمانی که در گروهها و نهادهای مختلف روابط عمومی، مسئولیت اجتماعی وجود نداشته باشد، هیچ‌گونه پاسخگویی از سوی آن نهاد در برابر جامعه ی روابط‌عمومی و اجتماع وجود ندارد و در یک کلام، «مسئولیت اجتماعی» ، پیش فرض «پاسخگویی اجتماعی» است، یعنی مسئولان نهادهای روابط‌عمومی، ابتدا باید مسئولیت اجتماعی خویش را بشناسند، سپس در جهت آن اقدام کنند.

مسئولیت اجتماعی ، با مورد توجه قرار دادن ضوابط اخلاقی و تمرکز روی اهداف و نتایج، عملی می‌شود. لیکن پاسخگویی اجتماعی، بدون توجه به برنامه های عملی و تمرکز بر ابزار و وسایل محقق نخواهد شد





طبقه بندی: اجتماعی،  ارتباطات اجتماعی،  احزاب و تشکل ها، 
برچسب ها: روابط عمومی+ یکپارچگی+ مسئولیت اجتماعی+ پاسخگویی اجتماعی،  

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 بهمن 1391 توسط محمد امامی
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت                         که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش                        هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست         همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت
سر تسلیم من و خشت در میکده‌ها                    مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت
ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل                 تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت
نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس                               پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت
حافظا روز اجل گر به کف آری جامی                        یک سر از کوی خرابات برندت به بهشت
حافظ علیه الرحمه




طبقه بندی: شعر و ادب و طنز، 
برچسب ها: شعر، حافظ،  

نوشته شده در تاریخ جمعه 22 دی 1391 توسط محمد امامی
شارا، محمد امامی: نتایج پژوهش اخیر تحلیلگران دو شرکت پژوهشی کریربیلدر (CareerBuilder) و اکونومیک مدلینگ (Economic Modeling) و پیش‌بینی آنان مبنی بر این که روابط عمومی به عنوان یکی از مشاغل برتر دنیای آی.تی در سال ۲۰۱۳ خواهد بود، بار دیگر توجه علاقه‌مندان به روابط عمومی را برمی‌انگیزد.
این نوشتار نیز با دستمایه قرار دادن این خبر، به طرح برخی از نکات پیرامون اهمیت آن و یادآوری موقعیت کنونی برای روابط عمومی‌ها می‌پردازد، باشد که مفید واقع گردد.


ادامه مطلب

طبقه بندی: ارتباطات اجتماعی،  فناوری اطلاعات و ارتباطات، 
برچسب ها: روابط عمومی، فناوری اطلاعات، شغل برتر،  

نوشته شده در تاریخ جمعه 22 دی 1391 توسط محمد امامی
کاوشگران - محمد امامی: دومین کنگره‌ی روابط عمومی حاصل تلاش‌های زیادی از اصحاب روابط عمومی بود که، چندی پیش در روزهای ۱۸ و ۱۹ آذرماه ۱۳۹۱ در تالار وحدت تهران برگزار گردید و  باید به خاطر همه‌ی تلاش‌ها و زحمات گسترده،  به دست اندرکاران به ویژه دوست بزرگوارم آقای باقریان خسته نباشید گفت.
تلاشی که توانست هرچند نه در حد انتظار،  اما برای مدتی اندک ذهن برخی را به اندیشه پیرامون روابط عمومی وادارد و محتواهای مفیدی در این زمینه به مرحله‌ی تولید برساند و  برخی آثار خوب روابط عمومی را به علاقه‌مندان معرفی کند و همچنین از چهره‌ی برجسته‌ی علمی پیش‌کسوت و پدر علم مدیریت رسانه‌ آقای دکتر علی‌اکبر فرهنگی تجلیل به عمل آورد.
اما ضمن سپاس از همه‌ی برگزارکنندگان و فعالان کنگره‌ی مزبور این نکته را نیز نمی توان از نظر دور داشت که .......


ادامه مطلب

طبقه بندی: ارتباطات اجتماعی، 
برچسب ها: روابط عمومی، کنگره کارگزاران مسلمان روابط عمومی، تشکل های روابط عمومی،  

نوشته شده در تاریخ جمعه 22 دی 1391 توسط محمد امامی
به دلیل آغاز فصل سرک کشیدن‌های برخی تنگ نظران و ورود به محدوده‌ی زندگی شخصی، و به صدا درآمدن زنگ بداخلاقی و حرمت شکنی، برای پرهیز از هرگونه سوء تفاهم و سوء برداشت، و دوری از غیبت و تهمت و آلودگی‌های رایج در فضای سیاسی جامعه، در این وبلاگ فعلا تا پس از انتخابات مطالب سیاسی درج نمی‌شود. لذا چنانچه به دنبال چنین مطالبی هستید، اینجا خود را به زحمت نیاندازید ....




برچسب ها: حرف اضافه،  

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 دی 1391 توسط محمد امامی
(تعداد کل صفحات:34)      ...   7   8   9   10   11   12   13   ...  
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn